میلاد !
سلام !
این چند وقت حسابی تقویم و روز و ماه و این حرفا از دستم در رفته ... بده نه ؟![]()
اما این لطف به من شد تا وقتی موقعش شد ، خبرم کنن ...
دیروز بود که خیلی جالب با یکی از خاله ها و البته مامان جونم (مادر بزرگ) صحبت کردم. هر سال خاله مولودی میگیره ...
میگفت کل ایرانیهای اینجا رو شکلات بده ... بعدا با هم حساب میکنیم ! ...
خیلی حالم یهو بهتر شد ... از اینکه خبر شدم خیلی خوشحالم ... و از اینکه دوباره یادم اومد که امسال نتونستم برم مشهد ، ناراحت !
چند دقیقه ی پیش ، مناظره ی امام با علمای ادیان دیگه رو خوندم ... البته فکر کنم یه قسمت هایی از اون بود ...
...
..
.
یه قرار بذارم ؟
قرارمون صحن گوهرشاد دلت ... کنار کفشداری ۱۱ ...
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (ع) ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 10:23  توسط صالح
|

